Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
براي استفاده از كليه امكانات سايت لطفاٌ ثبت نام كنيد****يك سايت تبليغاتي كوچك باهزينه ساليانه مناسب درآمد شما.... شامل (آدرس مستقل اينترنتي+فضاي مناسب+طراحي) تماس09121039024
www.labnews.ir :: مشاهده موضوع - نوستراداموس پیشگویی جهانی!
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.labnews.ir » نکات جالب در اینترنت

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version
نوستراداموس پیشگویی جهانی!
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
admin
مدیر سایت
مدیر سایت


عضو شده در: 20 شهریور 1385
پست: 990
محل سکونت: تهران iran.gif


امتیاز: 938
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 20 فروردین 1386 - 10:32    عنوان: icon_disgusting نوستراداموس پیشگویی جهانی! پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

يكي از شخصيت‌هاي بسيار جذاب قرن شانزدهم اروپا ميشل دو نوسترادام بود. امروز او را با نام مستعارش نوستراداموس مي‌شناسيم. او به عنوان طبيب, غيب‌گو و پيامبر غالبا تحت تعقيب دادگاههاي تفتيش عقايد بود, زيرا كاتوليك‌‌ها او را متهم به اشتغال به هنرهاي ممنوعه مانند ستاره شناسي و كيمياگري كرده بودند. هنوز هم كه تقريبا پانصد سال از آن تاريخ مي‌گذرد افسانه او در خاطره معتقدانش, كه با شگفتي و اعجاز به توانائي فوق العاده او به پيش‌‌گوئي آينده باور دارند, حق شناسانه باقي مانده است. در مقابل كساني نيز هستند كه خيلي شكاك و دير باورند و معتقدند كه او هيچ نبود مگر جادوگري كه مردم را با اجي مجي گفتن گمراه مي‌كرد. در هر حال هر چه كه باشد يك پيامبر و يا يك شارلاتان او هيچ‌گاه از خاطره‌ها نرفته است.
از جمله كارهايي كه در طول حياتش انجام داده است مجموعه‌اي است از پيش‌گوئي‌ها كه به طور مبهم و گنگ در ده جلد كتاب به نام«صدگان» ضبط شده است. اين كتاب از سال 1554 به بعد نوشته شده است. در اين كتاب نوستراداموس حوادث طبيعي, نزول سريع بازارهاي بورس, جنگ, تجسسات فضائي, قتل ها و اقدامات ضد مسيح را پيش‌گوئي مي نمايد.
نوستراداموس در 14 دسامبر سال 1503 در سنت رمي در پروانس فرانسه به دنيا آمد. او از بين چهار برادر از همه بزرگ‌تر بود. از ميان برادرانش آنكه از همه كوچك‌تر بود بنام ژان نماينده پارلمان پروانس شد ولي از سايرين اطلاع چنداني در دست نيست. پدرش يك محضردار موفق بود و هر دو پدربزرگ او طبيب دربار بودند و هر دو نيز در تعليم و تربيت او موثر افتادند. نوستراداموس در سنين خيلي جواني تحت آموزش زبانهاي لاتين, يوناني, عبري و رياضيات قرار گرفت و هم‌چنين هنرهاي رمز گونه گياهان طبي, علم كيمياگري و ستاره‌شناسي را نيز فراگرفت.
نوستراداموس را پس از فوت پدر بـزرگش به آوينون (Avignon) فرستادند تا تحصيلات خود را در مقاطع بالاتر دنبال كند و هنگامي‌كه در آنجا بود توانائي غير عادي براي ستاره‌شناسي از خود بروز داد ولي اوهام‌پرست معمولي نبود. نوستراداموس طرفدار تئوري كپرنيك در خصوص حركت اجرام سماوي كه گاليه يك‌صد سال قبل از او به علت همين باور مورد ستم قرار گرفت, بود. متاسفانه آن دوران, دوران تفتيش عقايد بود و ستاره شناسي, كيمياگري و طبابت غير معمول از كارهاي خطرناك به شمار مي‌رفتند, البته امكان داشت كه از اين طريق شهرتي به دست آورد ولي اين هنرهاي رمز گونه به راحتي مي‌توانست سرنوشت نامطلوبي مانند به دار آويختن و يا سوزانده شدن در آتش را براي دست‌اندركاران آنها رقم بزند.
بعد از سال 1501 موقعي كه لوئي دوازدهم دستور داد كه تمام كليمي‌ها بايد غسل تعميد داده شوند, خانواده نوستراداموس از اين دستور تبعيت كرد و ظاهرا از كليمي بودن به مسيحيت تغيير مذهب داد ولي در خفا به مذهب اصلي خود عمل مي‌كردند.
در سال 1522 نوستراداموس را به مونپليه فرستادند تا تحصيل طب نمايد و او توانست فقط ليسانس خود را بگيرد و معترف بود كه در طبابت جاهل است و احساس شرمندگي مي‌نمايد. مع‌ذلك با فصد كردن بيماران به منظور درمان هر نوع بيماري آنان كه در آن زمان خيلي رايج بود, مخالفت مي‌كرد و هم‌چنين معتقد بود كه پزشكان و بيماران هر دو بايد بهداشت شخصي را رعايت نمايند. نوستراداموس پس از پايان تحصيلاتش به دهات رفت و به درمان قربانيان طاعون كه همه گير شده بود پرداخت. داروهائي كه او براي درمان طاعون تجويز مي‌كرد عبارت بودند از هواي پاك و تازه, آب, رختخواب تميز, برداشتن سريع جنازه‌ها, تميز كردن خيابان‌ها و قرص‌هايي‌ كه از له كردن گلبرگ‌هاي گل سرخ درست مي‌كردند. شهرت داشت كه او هزاران نفر از اين بيماران را درشهرهاي مختلف از جمله در تولوز و بوردو نجات داده است.
در اوقات بيكاري ثروتمندان به او مراجعه مي‌كردند تا از راه ستاره‌ها آينده آنها را پيش‌گوئي نمايد. به اين ترتيب زندگي نوستراداموس دو قسمت شده بود, يكي زندگي معمولي روزمره و ديگري زندگي پنهان او. روزها او طبيب بود و شب‌ها به سحر و جادو مي‌پرداخت. پس از چهار سال طبابت نوستراداموس به دانشگاه مونپليه بازگشت تا دوره دكتراي خود را كامل كند و سپس در دانشكده طب صاحب مقامي شد. بعد او در تولوز به كار طبابت پرداخت و در اين دوره بود كه او نامه‌اي تعارف آميز از ژوليوس سزار (julius caesar scaliger) دريافت كرد كه فيلسوف برجسته‌اي بود و بعد از دانشمند بلند آوازه هلندي اراسموس (Erasmus) مقام دوم را داشت دريافت كرد.
نوستراداموس به منزل اسكاليژر در آژن (Agen) رفت و ساكن آنجا شد. در سال 1534 با خانمي ثروتمند ملاقات و با او ازدواج كرد ولي روند كار خوب نبود. نوستراداموس با همان مسايل شخصي و حزن انگيز طبابتش زندگي ميكرد. طاعون به آژن رسيد و او حداكثر توانائي خود رابراي درمان بيماران طاعون زده به كار مي‌برد مع‌ذلك در آن گير و دار همسر و فرزندانش نيز فوت كردند و اينكه نتوانست فاميل خودش را نجات دهد تاثير فاجعه‌آميزي بر شهرت پزشكي او باقي گذاشت. كار طبابتش به افلاس كشيد, با دوستش اسكاليژر درگير منازعه شد و خانواده همسرش براي باز پس گرفتن جهيزيه دخترشان از او شكايت كردند.
بالاخره درسال 1538 او را به ارتداد از دين متهم نمودند زيرا چند سال قبل از آن به مناسبتي اظهارنظري در اين زمينه كرده بود. قضيه از اين قرار بود كه او مجسمه‌اي برنزي را كه از مريم باكره ساخته شده بود بيشتر شبيه شيطان توصيف مي‌كند. مأموران تفتيش عقايد قانع نشدند كه منظور نوستراداموس انتقاد از مجسمه ساز بوده است. لذا براي توقيف او اقدام مي‌كنند و چون او نمي‌خواست كه در چنين دادگاهي مورد محاكمه قرار گيرد شش سال بعد را در به در بود تا سرانجام در سال 1554 در شهر Salon ايتاليا مستقر شد و با بيوه ثروتمندي بنام Anne ponsart Gemelle ازدواج مي‌كرد و صاحب شش فرزند ‌شد.
بعد از سال 1554 نوستراداموس شروع به پيش‌گوئي كرد, كه عبارت بود از يك سري پيش‌گوئي براي سال بعد, تقريباً مشابه كتاب سال كشاورزان. نتيجه اين كار تشويق آميز بود و نوستراداموس پيش‌گوئيهاي پيامبرگونه خود را گسترش داد و براي رونق دادن به كارش طبقه فوقاني منزلش را به اطاق كارش تبديل كرد و از همان ‌جا بود كه ستاره‌ها را رصد مي‌نمود و كتاب‌هاي اسرارآميز خود را مطالعه مي‌كرد و گاهي ساعت‌ها در حالتي خلسه مانند فرو ميرفت. آنچه كه در كتابش پيش‌گويي كرده است مربوط به زمان خودش و آينده (به اعتقاد بعضي تا آخرين روز دنيا) مي‌باشد. خودش مي‌گويد كه پيش‌گوئيهاي او تا سال 3797 انجام گرفته است.
كتاب به گونه مرموزي نوشته شده و مخلوطي از زبانهاي فرانسه, ايتاليائي, يوناني ولاتين است. در قطعات نوشته شده عمداً از نمادگرائي و سمبوليسم استفاده شده, كلمات را تغيير داده و اسامي را جا به‌جا كرده و تمام اين كارها را به اين دليل انجام داده است كه مي‌ترسيد به عنوان جادوگر تحت تعقيب دادگاه‌هاي تفتيش عقايد قرار گيرد. خواندن اين كتاب حتي براي فرانسوي‌ها مشكل و مطالب آن نامفهوم است. نوستراداموس در نامه‌اي براي پسرش اين‌طور مي‌نويسد «هيچ چيز مقدسي را در مقابل سگ‌ها مگذار و هيچ چيز ارزشمندي را به كسي كه بهاي آن را نمي‌داند مده مبادا كه آنها آن را لگدمال كرده و به تو برگردانند و تو را آزار دهند.» پيش‌گويي‌هاي پيامبرگونه او شامل ده فصل يا صدگان است كه با شماره‌هاي رومي X-1 شماره‌گذاري شده است. هر كدام از صدگان‌ها شامل يك‌صد پيش‌گوئي از اين دست است كه معمولا در چهار خط يعني به‌صورت رباعي نوشته شده است. رباعي زير شماره 42 از صدگان دوم اوست كه خيلي مشهور است و احتمالا اشاره به جنگ دوم جهاني و ظهور هيتلر و آلمان نازي مي‌نمايد.
حيواناتي كه از گرسنگي وحشي شده بودند از آنسوي رودخانه فرا مي‌رسند.
قسمت اعظم منطقه مخالف Hister مي‌باشند.
عامل مهمي سبب مي‌شود كه او به داخل يك قفس آهني كشانده شود.
و در اين هنگام است كه كودكان آلماني چيزي مشاهده نمي‌كنند.
جديدترين نمونه مشهور از پيش‌گوئيهاي نوستراداموس آن است كه مربوط به انفجار سفينه فضائي چالنجر در سال 1986 مي‌باشد. بعضي از دست‌اندر‌كاران معتقدند كه رباعي زير از Thiokol نام مي‌برد كه شركت سازنده حلقه معيوب(0) كه باعث انفجار شده است مي‌باشد. توسط كلماتKappa, Thita, Lambda كه در خط آخر نوشته شده اين شركت را مشخص نموده است.
از ميان انبوهي از مردم فقط نه نفر اعزام مي‌شوند اينها از قضاوت و داوري جدا هستند. سرنوشت آنها با عزيمت آنها جوش خورده است Kappa, Thita,Lambda كه به علت خبط بزرگي از بين مي‌روند.
پيش‌گوئي‌هاي قابل توجه ديگري كه در اين كتاب ديده مي‌شوند آنهاست كه درباره لوئي پاستور, ژنرال فرانسيسكو فرانكو و احتمالا سه نفر مخالف مسيح انجام گرفته كه دو نفر از آنها مطابق اعتقادات عده‌اي يكي ناپلئون است و ديگري هيتلر و سومي هنوز مشخص نشده است. كساني كه بيش از ديگران ترديد مي‌كنند معتقدند كه پيش‌گوئي‌هاي مبهم نوستراداموس زمينه را به گونه مناسبي فراهم مي‌كند تا بتوان هر موضوع مورد نظري را در قالب آن قرار داد. مثلا بعضي روزنامه‌ها مي‌نويسند كه نوستراداموس حتي نتيجه محاكمات o.j.Simpson را نيز پيش بيني كرده است ( ؟!) در اين قبيل موارد شعور ما بايد قضاوت كند كه آيا پيش‌گوئي براي موردي اختصاصي و يا در مورد يك حادثه كم اهميت صورت گرفته است. اگر راجع به حادثه كم اهميتي باشد غالبا به او مربوط نمي‌شود و متقلبانه و دروغ است زيرا نوستراداموس عموما آنچه را نوشته است معما وار و يا نمادگرايانه و يا با گوشه و كنايه مي‌باشد كه آن هم به طور كلي بر نماد بزرگي از سوژه متمركز مي‌شده است.
كتاب پيش‌گوئي‌هاي پيامبرگونه (The prophecies ) نوستراداموس در دربار آن زمان خيلي سروصدا كرد به طوري كه ملكه كاترين دو مديسي درصدد برآمد كه از توانائي‌هاي نوستراداموس استفاده كند. نوستراداموس مرگ قريب الوقوع اعليحضرت هانري دوم را در يك نيزه بازي سواره در سال 1859 و هم‌چنين سرنوشت اسفبار فرزندان او را پيشگوئي كرد. هم‌چنين اظهار نمود كه خود ملكه به استثناي مارگريت از ساير فرزندانش بيشتر عمر خواهد نمود. سرانجام نوستراداموس دربار را ترك و به «سالون» مراجعت نمود و اين هنگامي بود كه او ديگر فرد سالمي نبود و از بيماري نقرس و درد مفاصل در رنج و عذاب بود.
در عهد نوستراداموس بيماري نقرس را بيماري بدي نمي‌دانستند زيرا مبتلايان به آن معمولا زندگي مرفهي داشتند و مقامات عالي اجتماعي در اختيار آنها بود. حد متوسط عمر فقط سي سال بود و چون بعد از سن 45 سالگي شيوع نقرس ده بار بيشتر بود آن را علامت طول عمر مي‌شمردند ولي مع‌ذلك علت آن را نمي‌دانستند. كريستال‌هاي اسيداوريك كه سبب بروز علائم تا سال 1684 كه توسط Anton von Leeuwenhoek كه يك طبيعي‌دان هلندي بود و در رويت اشيا با ميكروسكوپ تخصص داشت ديده شد رويت نشده بود. علت مرگ نوستراداموس را در سال 1566 ورم (Dropsy تجمع آب در بافت‌ها) ثبت كرده‌اند. نام اين پديده از كلمه يوناني Hydrops يعني آب گرفته شده است و اطبا فعلي از آن به عنوان ورم يا خيز (Edema ) نام مي‌برند. ورم را قبل از قرون وسطي مي‌شناخته‌اند. در مصر قديم اين پديده را در پاپيروس‌هاي پزشكي ثبت كرده‌اند. از نظر مصري‌ها دو تا از اندام‌هاي انسان با ورم ارتباط داشتند, يكي كليه و ديگري قلب. اين دو عضو يك رل اسطوره‌اي نيز داشته‌اند چنان‌كه تنها دو عضوي بوده‌اند كه موقع موميائي كردن اجساد آنها را در محل خود باقي مي‌گذاشتند. در سال 316 قبل از ميلاد مسيح در چين ورم را به عنوان يك علامت ثبت كرده اند.
بقراط حكيم يوناني به خوبي با اين بيماري آشنا بود و براي درمان آن شراب سفيد را توصيه مي‌كرد. علائم ورم و اغماي اورميك در Corpus Hippocratum كه مجموعه‌اي است از رساله‌هاي يونان قديم كه از سال 371 قبل از ميلاد تا سال 350 قبل از ميلاد مسيح نوشته شده است و آن را به بقراط نسبت داده‌اند به خوبي نوشته شده است. گالن (Galen ) طبيب يوناني اولين كسي بود كه دريافت كه كليه‌ها هستند كه عمل توليد ادرار را انجام مي‌دهند و همين‌طور عقيده داشت كه شراب سفيد سبب دفع زياد آب از كليه‌ها شده و براي درمان ورم مفيد است. جالب است بدانيم كه در انجيل نيز از ورم صحبت شده است (Luke 14 ). ورم در قرون وسطي يك بيماري عمومي بود و جان گرانت (John Graunt) در صورت‌حساب‌ مرگ (Bills of Mortality) اشاره مي‌كند كه درسال 1663 تعداد 617 نفر از ورم مرده‌اند, و براي مقايسه از بيماري‌هاي ديگري نام مي‌برد مثلا از بيماري سل ريوي 2286 نفر, از طاعون 6 نفر و از ابله 139 نفر تلف شده اند. تنها در ابتداي قرن نوزدهم بود كه اطبا نسبت به اين بيماري بصيرت پيدا نمودند و آن را به دو علت قلبي و كليوي طبقه بندي نمودند. اكنون پزشكان مي‌دانند كه تجمع آب در بدن دلايل مختلفي دارد مانند نارسائي قلب, بيماري‌هاي كليوي, بيماري‌هاي كبدي و نارسائي شديد تغذيه‌اي.
در مورد نوستراداموس كه مي‌دانيم به نقرس شديدي مبتلا بود مي‌توان گفت كه تجمع آب در بدن او ممكن است در اثر آسيبي باشد كه نفروپاتي پيشرفته او كه به دليل اسيد اوريك زياد حادث شده, به كليه او وارد كرده باشد. ازدياد مزمن اوره در خون سبب مي‌شود كه بيماري‌هاي بين نسجي لوله‌اي مزمن كليه به گونه خيلي شديدي بروز كرده و سبب نارسائي كليه بشوند و احتمالا همين رويداد سرنوشت نوستراداموس را رقم زده است. نوستراداموس پيش‌گو متوجه شده بود كه پايان كار او هم نزديك است. در اول جولاي سال 1566 به دنبال كشيشي به نام Chavigny فرستاد تا آخرين تشريفات مذهبي را برايش انجام دهد. كشيش مزبور هنگام عزيمت مي‌گويد «تا فردا» ولي نوستراداموس براي آخرين بار پيش‌گويي‌ مي‌كند و جواب مي‌دهد‌ «شما در طلوع آفتاب فرد مرا زنده نخواهيد يافت. چيره‌دستي او در پيش‌گوئي‌ها هرگز تغييري نكرد. روز بعد نوستراداموس واقعا مرده بود.بدون اینکه بتواند بیماری کلیوی خودراپبشگویی کند!
با وجودي كه رويدادهاي متعددي را پيشگوئي كرده بود نتوانست نارسائي كليوي خود را كه طومار زندگيش را در هم پيچد پيشگوئي نمايد. نظر شما چیست؟

_________________
هدف ما ارتقاء كيفيت در ارائه خدمات آزمایشگاهی و تشخیص طبی است از دیگر سایتهای ما دیدن کنید. medic.ir  و azmayeshgahian.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر سایت
مدیر سایت


عضو شده در: 20 شهریور 1385
پست: 990
محل سکونت: تهران iran.gif


امتیاز: 938
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 2 تیر 1386 - 21:42    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نظر شما چیست؟ Wink
_________________
هدف ما ارتقاء كيفيت در ارائه خدمات آزمایشگاهی و تشخیص طبی است از دیگر سایتهای ما دیدن کنید. medic.ir  و azmayeshgahian.com

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal
تماس مستقیم ومشاوره با مدیر و مسئول سایت 09121039024
info@labnews.ir
iranlabnews@yahoo.com
iranlabnews@gmail.com

سايت علوم آزمایشگاهی و آزمايشگاه هاي تشخيص طبي ايران -علمی-آموزشی


اختصاصی ترین سایت برای فعالین در رشته علوم آزمایشگاهی



مدت زمان ایجاد صفحه : 0.22 ثانیه